سلام به به دوستای خوبم می بینین چه زود اومدم !! نه خدایی لذت می برین من چقدر زود به زود می آپما جونه شما چون دیدم خیلی مشتاقین زود اومدم والااااااا
وای اینقذه چیز دارم بگم که نگوووووو
اول که باید یه قضیه ای رو روشن کنم اولا یه سپهر وجود داشت قبلا یادتونه که دراز بود همچین کچل نمکی بود آهان یادتون اومد خب اون رفت به آن طرف مرزها و پونه ی عاشق پیشه رو با دنیایی از غم و غصه تنها گذاشت
پونه هم از اونجایی که خیلی غصه دار بود یه روز داشت می رفت تو خونه دید ۲تا نی نی گربه خوشگل مموشی جلوی در دارن ونگ می زنن منم خیلی خونسرد برداشتمشون اآوردم خونمون اینقذه نازن که نگو الان کلی بزرگشون کردم
اما خودمونیما میکروب خالصن 
بعد این گربه ها یکیشون بیش فعالی داره چون همچین که آدمو می بینه تا بیای تو بفهمی چی شده می بینی ازت بالا رفته رسیده به کمرت
اما عوضش اون یکی اینقذه شیکمو و تپله فقط غذا می خوره یه گوشه می افته وای کفه پای این گربه ها اینقده نرمالوئه وای من عاشق کف پاهاشونم
خلاصه که با این دو تا گربه خیلی سرگرم شدم
سپهر هم که رفت خب چی کارش کنم ؟ من که نمی تونم یکی رو زورکی برای خودم نگه دارم اگه منو می خواست می تونست نره منم اولا خیلی غصه می خوردم اما الان دیگه برام عادی شده دیگه هم بهش فکر نمی کنم یعنی فکر می کنما اما به روی خودم نمیارم
دیگه واستون بگم اینکه امروز جشن فارغ التحصیلی دانشگاه بود که خیلی هم جشن بیخودی بود
اول رفتیم بهمون از این لباس جینگیلیا دادن اما ماله من خانوادگی بود یعنی خودمو داداشی و مامانی و۲ تا گربه هام قشنگ توش جا می شدیم بعد تازه عین لحاف بود آییییی من پختم اون تو آی من پختم
بعد هی یکی می اومد سخنرانی می کرد اما من چون وقت نداشتم داشتم با همکلاسیام می حرفیدم اصلا گوش ندادم چی می گفتن بعد تازه اینقد شلوغ بود که تصویرم اصلا نداشتم
بعد هی ازمون پذیرایی می کردن اینش خیلی خوب بود
آخرشم گفتن سوگند بخوریم چقدرم طولانی بود این سوگنده مگه تموم می شد وای چقدرم گرم بود
وای چقدرم من غر زدم وای چقدر من غر غروام واسه همین سپهر فرار کرد فکر کنم
خلاصه که پونه با اینکه برشته شد اما بالاخره فارغ التحصیل شد
من الان خیلی خوابم میاد فعلا شب به خیر به زودی بر می گردم